...
من به اندازه ی تنهایی خود بدبختم
و من به اندازه ی عاشقی خود تنها
در سکوت مستیهایم پس از بوییدن تو
و در قرق چشمان تو در جای جای وجودم
و در خم تمام غمهایم
نهایت امر منم که می مانم و من
من و یک شهر پر از شب
به من گفتی که دل دریا کن ای دوست
همه دریا از آن ما کن ای دوست
دلم دریا شد و دادم به دستت
نکش دریا به خون، پروا کن ای دوست
نویسنده : سجاد غضنفري نيا ; ساعت ٩:٢۳ ب.ظ روز یکشنبه ۱ بهمن ،۱۳۸٥
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
