اين حال منه بی تو.............
به اندازه ي كافي سگ شدم
احمق تر از هر روزي
كسي نيست......
يكي اينجا باشه و باور كنه كه من حالم بده
مي خوام روزاي آخر عمرم رو اون جوري كه دوست دارم زندگي كنم
چون اونقدر پول ندارم كه كاميون بخرم تمام پولامو جمع مي كنم و يه پي كي مي خرم و اگه نشد راننده آژانس بشم مسافركش مي شم
سه تار و دفمم با يه جانماز سرمه اي كه از ياسمن، تنها معشوقه ي زندگيم، هديه دارم مي ذارم رو كنسول عقب
هر جا خسته شدم -حتي اگه شده مسافرارو با لگد بيرون كنم- ميرم كنار خيابوني؛ بزرگراهي جايي مي شينم و شيدايي مي كنم
فقط به ياد دل آشفته ي مصباح نازنينم
ممكن پولم نرسه كه پي كي بخرم تو به من قرض مي دي؟ نه .......
خب عيبي نداره تو هم وظيفه اي نداري ...... مي تونم برم جايي كه بايد برم
مي رم و تو خونه ي اموات كار مي كنم تا بتونم پول لازمه رو تهيه كنم
من زياد گناه كردم....خيلي هنوزم دست برنداشتم... جاي خيلي خوبيه براي من
مي بيني ديگه دستام از لرزش نمي افته... اه .... بازم غروب لعنتي جمعه
به خدا دلم برات يه ذره شده مصباح ....... چرا قبل از مرگم نبينمت؟
امروز ساعت پنج و نيم كه رسيدم گورستون گريه كردم تا مي تونستم
اما ديگه تو هم دوستم نداري ياسمن روياهام
گلوي خشك و گرفته ي من از هق هق و فرياد پر شده
بجاي دلستري كه از ئست تو مي گرفتم با آبي كه از كف دستم مي خورم تر شده
پر از خاك سوار آژانس شدم و راه افتاد ... واقعا از شغلش خوشم اومد اما بايد گواهينامه داشته باشم
حيف ....... ساعت رو خوندم هفت و نيمه..... يه نونوايي كه پيدا كردم به نوناش امون ندادمو 2 تاشو تنهايي مثل وحشيها خوردم
راننده از وضع من وحشت زده شده بود... بهش التماس كردم كه بيشتر از 90 تا بره
اگه حالت بده و داري مي ميري هم وقتي كه به خونوادت مي رسي بايد خوب باشي وگرنه اونا مي كشنت و با تيكه تيكه ي گوشتت مي رقصن
فقط وقتي بهت نياز دارن ميشناسنت
حالم بده
امون بده دل ديوونه...... امون بده دست احمق فقط دو خط......التماس تو رو هم بايد بكنم
چقدر تو احمقي.... حالك ازت بهم مي خوره كثافت ....... به هيچ دردي نمي خوري خود خواه
مي شه يه روزي بهم بگن كه گور تو كندن؟ اون روز با باد ازدواج مي كنم كه هيچ بچه اي نداشته باشيم در حالي كه من ارضا ميشم
اين همه توي زندگي سگ مصب تو خودخواهي كردي 2 روز آخرم من .........
من دارم مي ميرم ...كمكم كن... تو به من قول دادي
كباب ظهر اونقدر افتضاح بود كه همه چيز رو كه به تو يا مصباح مربوط مي شد فراموش كنم
ديدي ديشب مصباح به من تيكه مي نداخت كه هوو داره ...... اه مگه ديوونم .. اين موجود احمق و خودخواه هووي مصباح بشه؟؟؟ غير ممكنه
اونقدر داد مي زنم دوست دارم كه جوابمو بدي....... همش بي فايده است اونا كه ديگه زبون ندارن
خفه شو و گورتو گم كن.... من تا آخر فروردين زنده ام حتي تا آخر تابستون.... من مصباحمو مي خوام
اگه مي شد سيستم تك زنه رو جدي گرفت حداقل به عنوان يه پيشنهاد از يه موجود احمق كه از دنيا فقط شهوت و ديده خيلي وقت بود كه مرده بودم ......
پشت برد استقلال و بردن شرط ده دست كله پاچه خودمو پنهون كردم اگه پيدام كردي...... مظهر تظاهر
تا تو را كور كنم اتاقم در تاريكي مي ماند
سگ گرسنه اي زده به انبار مرغانم كه هيچ وقت نتوانستم جلوي دندانهاي تيزش را بگيرم
مي بيني جايي چنگال تيزش را بر صورتم و جاي دندانهايش را بر قلبم
اما دندانهاي اون له مي كند و نه چيز ديگر
اگر چه تو فقط آغاز زيبايي داشتي به خاطر خودخواهي نجست حتي از خدا نمي خواهم كه آن روزها هم تكرار شوند... ممكن است كه ديگر در مغز من نيايي؟ نبينمت نشنومت؟
من دارم مي ميرم.......كسي كاري نداره؟ منو فراموش كنيد
در ضمن لطفا اگه كاري ندارين كامنت نذارين
کسی نيست..........
موجي كه بي كرانه است بغضي كه بي بهانست ترانه خونم اما دلم چه بي ترانست
كسي نيست كسي كه تو نگاهش پر از غزل پر از ترانه باشه
كسي نيست كسي كه با غروبش براي بغض من بهانه باشه
كسي نيست كسي نيست كسي نيست
خزون رو تو بهار خونه ديدن اول زندگي به شب رسيدن
تو فصل با ترنم جونني نصيحتهاي دم به دم شنيدن
سهم من از تمام زندگي بود
سهم من از بهار و تازگي بود
كسي نيست كسي كه عطر يادش ترانه هاي عاشقانه باشه
كسي نيست كسي كه حجم دستاش طرح شريف آشيانه باشه
كسي نيست كسي نيست كسي نيست
I am to Love You
You betrayed me,I hate you
You broke my heart,I'll never forgive you!
The tears in my eyes,I'll wipe them away,
but the hurt in my heart is here to stay
I thought you cared for the moments we shared
Our love grew day by day,
N'er dreamt would pass this way
You said you'd be there to hold me if I fall
Shh..dont speak for your silence says it all
But whatever I say or whatever I do
Someone from my inside says.....
I still love you!
I still love you!
آخرين تابستونمون
The summer air was soft and warm
The feeling right, the Tehran night
Did it's best to please us
And strolling down the Elysee
We had a drink in each cafe
And you
You talked of politics, philosophy and I
Smiled like Mona Lisa
We had our chance
It was a fine and true romance
I can still recall our last summer
I still see it all
Walks along the Seine, laughing in the rain
Our last summer
Memories that remain
We made our way along the river
And we sat down in the grass
By the Azadi tower
I was so happy we had met
It was the age of no regret
Oh yes
Those crazy years, that was the time
Of the flower-power
But underneath we had a fear of flying
Of getting old, a fear of slowly dying
We took the chance
Like we were dancing our last dance!
I can still recall our last summer
I still see it all
In the tourist jam, round the Notre Dame
Our last summer
Walking hand in hand
Jam restaurants
Our last summer
Morning croissants
Living for the day, worries far away
Our last summer
We could laugh and play
And now you're working in a bank
The family man, the football fan
And your name is Harry
How dull it seems
Yet you're the hero of my dreams
We were living for the day, worries far away...


