I Am So Sad But I am Going To Make U Laugh

  
نویسنده : سجاد غضنفري نيا ; ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ دی ،۱۳۸۳


Who knows

Why do you look so familiar
I could swear that I have seen your face before
I think I like that you seem sincere
I think I like to get to know you a little bit more
I think there's something more, life's worth living for

Who knows what could happen.
Do what you do, just keep on laughing
One thing's true, there's always a brand new day
I'm gonna live today like it's my last day

How do you always have an opinion
And how do you always find the best way to compromise
We don't need to have a reason
We don't need anything
We're just wasting time

I think there's something more, life's worth living for
Who knows what could happen.
Do what you do, just keep on laughing
One thing's true, there's always a brand new day
Who knows what could happen.
Do what you do, just keep on laughing
One thing's true, there's always a brand new day
I'm gonna live today like it's my last day

Find yourself, cause I can't find you
Be yourself, who are you?
Find yourself, cause I can't find you
Be yourself, who are you?
So you go and make it happen
Do your best just keep on laughing
I'm telling you, there's always a brand new day

Who knows what could happen.
Do what you do, just keep on laughing
One thing's true, there's always a brand new day
I'm gonna live today like it's my last day

 

  
نویسنده : سجاد غضنفري نيا ; ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ دی ،۱۳۸۳


برف نو

برف نو، برف نو سلام، سلام
بنشين، خموش نشسته اي بر بام
پاكي آورده اي اي اميد سپيد
همه آلودگيست اين ايام
راه شوميست مي زند مطرب
تلخ واريست مي چكد در جام
اشك باريست مي كشد لبخند
ننگ واريست مي تراشد نام
شنبه چون جمعه، پار چون پيرار
نقش هم رنگ مي زند رسام
مرغ شادي به دام گاه آمد
به زماني كه برگسيخته دام
راه به هموار جاي دشت افتاد
اي دريغا كه برنيايد گام
تشنه آنجا به خاك مرگ نشست
كاتش از آب مي كند پيغام
كام ما حاصل آن زمان آمد
كه طمع برگرفته ايم از كام
خام سوزيم، الغرض بدرود
تو فرود آي برف تازه، سلام

  
نویسنده : سجاد غضنفري نيا ; ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ دی ،۱۳۸۳


دو گاو داريم و ميخواهيم بدانيم چه بلايي سرشان بايد بياوريم

سوسياليسم :دو گاو داريد.يكي را نگه مي داريد.ديگري را به همسايه خود مي دهيد.
كمونيسم : دو گاو داريد.دولت هر دوي آنها را مي گيرد تا شما و همسايه تان را در شيرش شريك كند.
فاشيسم : دو گاو داريد.شير را به دولت مي دهيد.دولت آن را به شما مي فروشد.
كاپيتاليسم : دو گاو داريد.هر دوي آنها را مي دوشيد.شيرها را بر زمين مي ريزيد تا قيمتها همچنان بالا بماند.
نازيسم : دو گاو داريد.دولت به سوي شما تيراندازي مي كند و هر دو گاو را مي گيرد.
آنارشيسم : دو گاو داريد.گاوها شما را مي كشند و همديگر را مي دوشند.
ساديسم : دوگاو داريد.به هر دوي آنها تيراندازي مي كنيد و خودتان را در ميان ظرف شيرها مي اندازيد.
آپارتايد : دو گاو داريد. شير گاو سياه را به گاو سفيد مي دهيد ولي گاو سفيد را نمي دوشيد.
دولت مرفه : دو گاو داريد.آنها را مي دوشيد و بعد شيرشان را به خودشان مي دهيد تا بنوشند.
بوروكراسي : دو گاو داريد.براي تهيهء شناسنامهء آنها هفده فرم را در سه نسخه پر مي كنيد ولي وقت نداريد شير آنها را بدوشيد.
سازمان ملل : دو گاو داريد.فرانسه شما را از دوشيدن آنها وتو مي كند.آمريكا و انگليس گاوها را از شير دادن به شما وتو مي كنند.نيوزلند راي ممتنع مي دهد.
ايده آليسم : دو گاو داريد.ازدواج مي كنيد.همسر شما آنها را مي دوشد.
رئاليسم : دو گاو داريد.ازدواج مي كنيد.اما هنوز هم خودتان آنها را مي دوشيد.
متحجريسم : دو گاو داريد.زشت است شير گاو ماده را بدوشيد.
فمينيسم : دو گاو داريد.حق نداريد شير گاو ماده را بدوشيد.
پلوراليسم : دو گاو نر و ماده داريد.از هر كدام شير بدوشيد فرقي نمي كند.
ليبراليسم : دو گاو داريد.آنها را نمي دوشيد چون آزاديشان محدود مي شود.
دموكراسي مطلق : دو گاو داريد.از همسايه ها راي مي گيريد كه آنها را بدوشيد يا نه.
سكولاريسم : دو گاو داريد.پس به خدا نيازي نيست.


  
نویسنده : سجاد غضنفري نيا ; ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ دی ،۱۳۸۳